تبليغاتX
ترنج
-مهر آن متاعی نیست که بشود آزمود و پس از آن ،ضربه ی یک آزمایش به حقارت آلوده اش نسازد !

"بار دیگر شهری که دوست میداشتم- نادر ابراهیمی"

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 13:46 توسط ترنج |

- ما میتوانستیم ایمان به تقدیر را مغلوب ایمان به خویش کنیم .

و البته ، این تقدیر نبود ؛ این یک انجماد ارادی بود !

.

.

.

- پسرکی زمین میخورد . مردی صدایش را بلند میکند نه پسرک را !

 

بخش هایی از کتاب « بار دیگر، شهری که دوست میداشتم - نادر ابراهیمی »

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 1:31 توسط ترنج |

"سلام به اونکه تو دلم درخشید

من دیگه دوستت ندارم ، ببخشید ! "

به همین راحتی؟؟؟

آهنگ بعد ! :

" چرا دوستم نداری؟چرا میخوای منو تو بی کسی تنها بذاری؟بهم بگو چجوری ، میخوای رو این همه خاطره پا بذاری ؟! "

آدم حالش به هم میخوره وقتی میبینه بعضیا مفهوم بزرگ عشق رو با این اراجیف به راحتی به لجن میکشند...

پ.ن :

1- آهنگ ها به صورت رندوم و درست پشت سر هم پخش شد !

2- از دوستان خوبی که در پست قبلی راجع به اون شعر نظرات و انتقادات به جای خودشون رو مطرح کردند بسیار ممنونم... هیچ دفاعی ندارم که از شعرم بکنم چون کاملا حق با شماست ! خودم هم با وزن و دوگانه بودن اون شعر مشکل دارم.. انشالله به زودی ایراداتش رو رفع میکنم.

+ نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 17:4 توسط ترنج |

میترسم باز حضورت در میون دشتی از اندوه من گم شه

میترسم آسمون شب بازم تسلیم چشمات شه

حواست هست ؟ اینجا صحنه ی تکرار هر روزه

اگه غفلت کنی قلبت واسه اون لحظه های رفته میسوزه

منم یک آشنا از همین نزدیک های دور

به یاد آور مرا از پی آن روزگار و اشک های شور

منم من ، دوره گرد ساکت و خاموش

که روزی داشتم یک کوله از لبخند ها بر دوش

بیا بنگر هبوطم رو در این دشت پر از خالی

بیا بشکن سکوتت رو بگو داری چه احوالی

-------------------------------------

پ.ن :

1- سال نو مبارک...برای همه ی شما سالی سرشار از عشق و مهربانی آرزومندم.

2- بابت این غیبت طولانی معذرت میخوام.مدتی در دنیای مجازی کم رنگ بودم.

3- التماس دعا

+ نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 13:18 توسط ترنج |