تبليغاتX
ترنج
خواستم چند خطی برایت بنویسم

اما

احساساتم خاموش ماندند

به گمانم

رد صلاحیت شدی !

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 9:33 توسط ترنج |

باز آمد بوی ماه مدرسه

بوی بازی های راه مدرسه

بوی ماه مهر

ماه مهربان

بوی خورشید پگاه مدرسه.....

یادش به خیر...عجب روزگاری داشتیم در مدرسه.... همیشه اول مهر رو دوست داشتم ...

کتاب و دفتر های جدید...لباس های نو.... دیدار دوستانی که سه ماه ندیده بودمشون...شیطنت های سر کلاس...ورود معلم..برپا .....

.

.

.

دلم برای پاییز تنگ شده.... صدای خش خش برگ های زیر پامون...

ولی وقتی از این جهت به قضیه نگاه میکنم که این صدای خورد شدن استخوان برگ ها و فریاد اوناست دلم نمیاد روشون پا بذارم....

دلم برای پاییز و زرد و نارنجی ها و همه ی رنگ های گرمش که با سوز هوای سرد اول صبح به صورت میخوره تنگ شده...

ولی هنوز احساساتم خاموش موندند.... هنوز دچار پاییز زدگی نشدم...شاید هنوز پاییز به در

خونمون نیومده....نمیدونم...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 21:36 توسط ترنج |