تبليغاتX
ترنج

این جمعه هم گذشت

یار نیامد

اما

صبر تو دیگر ، سر آمد

پس چه شد آن همه شکیبایی ات

خسرو؟

چه شد که ناگهان پریدی ؟

در چشمان خیس آدینه

چه دیدی ؟

-------------------------

رفتنت را مثل رفتن خیلی های دیگر هنوز باور نمیکنم ....

طنین صدایت هنوز در گوشم هست که میگفتی:

خانه ی دوست کجاست؟

امیدوارم در این پرواز خانه ی سبز او را بیابی و در کنارش به آرامش ابدی برسی.

روحت شاد باد " خسرو شکیبایی"

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 20:12 توسط ترنج |

سر زد به دل دوباره غم کودکانه ای

آهسته میتراود از این غم ترانه ای

باران شبیه کودکی ام پشت شیشه هاست

دارم هوای گریه

خدایا..... بهانه ای ...

                               "قیصر امین پور"

---------------------------------------------

خداوندا

غم های کودکانه را

 از دلم دور بدار

غم خود را در آن

جا بگذار ...................

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 21:54 توسط ترنج |

ناودان ذهنم امروز

لبریز از احساسات خاموش بود

دیشب ٬ باران تندی میبارید .....

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 0:15 توسط ترنج |

امروز که روز عشق نیست

پس چرا اینقدر بی صبرانه

آغوش بی دریغ ساحل را تمنا میکنی

دریا...

امواج پر خروشت

در چشمان خیس ساحل چه دیدند

که اینچنین بی طاقت

به سویش میشتابند؟

امروز

چه کس مهمان ساحل بود ؟

 

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 18:50 توسط ترنج |

* خوشا به حال ساحل

پیشکش امروز دریا به آن

یک سینه ریز از صدف بود....

 

*خوشا به حال آسمان

امشب ماه و ستارگان

در دلش غوغایی کردند

و زمین بار دیگر

آرزو کرد آسمان باشد.....

 

* فکرش را بکن

اگر زمین هم آسمان میشد

ما همه آسمانی بودیم !

و شاید فرشته ....

 

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 19:23 توسط ترنج |