این جمعه هم گذشت
یار نیامد
اما
صبر تو دیگر ، سر آمد
پس چه شد آن همه شکیبایی ات
خسرو؟
چه شد که ناگهان پریدی ؟
در چشمان خیس آدینه
چه دیدی ؟
-------------------------
رفتنت را مثل رفتن خیلی های دیگر هنوز باور نمیکنم ....
طنین صدایت هنوز در گوشم هست که میگفتی:
خانه ی دوست کجاست؟
امیدوارم در این پرواز خانه ی سبز او را بیابی و در کنارش به آرامش ابدی برسی.
روحت شاد باد " خسرو شکیبایی"
آهسته میتراود از این غم ترانه ای
باران شبیه کودکی ام پشت شیشه هاست
دارم هوای گریه
خدایا..... بهانه ای ...
"قیصر امین پور"
---------------------------------------------
خداوندا
غم های کودکانه را
از دلم دور بدار
غم خود را در آن
جا بگذار ...................
لبریز از احساسات خاموش بود
دیشب ٬ باران تندی میبارید .....
پس چرا اینقدر بی صبرانه
آغوش بی دریغ ساحل را تمنا میکنی
دریا...
امواج پر خروشت
در چشمان خیس ساحل چه دیدند
که اینچنین بی طاقت
به سویش میشتابند؟
امروز
چه کس مهمان ساحل بود ؟
* خوشا به حال ساحل
پیشکش امروز دریا به آن
یک سینه ریز از صدف بود....
*خوشا به حال آسمان
امشب ماه و ستارگان
در دلش غوغایی کردند
و زمین بار دیگر
آرزو کرد آسمان باشد.....
* فکرش را بکن
اگر زمین هم آسمان میشد
ما همه آسمانی بودیم !
و شاید فرشته ....